ميرزا حسن حسينى فسايى
326
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
اطاعت پيش مىآمد ، مورد عنايت مىگشت و هر كس از باج و خراج روى مىتابيد پايمال حوادث مىشد و جماعتى كه به حصار قلعه مستظهر بودند ، بعد از گشوده شدن مورد سياست مىشدند مانند [ قلعه تنگ زندان و گوشكل و شامل و مينا و تزرك و منوجان و تازيان ] « 1 » و بهمنى و تنگرنبه « 2 » . و محمد شاه حاكم هرمز از عبور لشكر اميرزاده محمد سلطان هراسيده ، از بندر جرون يعنى بندر عباس حركت كرده ، پناه به جزيره هرمز برد و به توسط رسل و رسائل اظهار عجز و بيچارگى « 3 » نموده ، تحف و هداياى دريائى و صحرائى را كه از اندازه گذشته بود ، فرستاد و ماليات چهار ساله را داده ، مورد عنايت گرديد و اميرزاده محمد سلطان و امراء مقضى المرام عود به شيراز كرده ، فارس را به اميرزاده پير محمد واگذاشته ، قاصد ماوراء النهر شدند « 4 » . در همين سال [ 799 ] : در شهر كش خدمت صاحبقران رسيده مورد عنايت ملوكانه گرديدند . در سال 802 : از منزل جام خراسان ، خسرو كشورستان ، اميرزاده رستم را با ده هزار نفر سوار ، روانه فارس نمود كه به اتفاق برادر بزرگ خود اميرزاده پير محمد متوجه بغداد شوند ، امير سونجك را در ركاب اميرزاده رستم قرار داد و بعد از ورود آنها به شيراز ، از اميرزاده پير محمد ، امير سعيد - برلاس و على بيك را به ضبط مملكت فارس گذاشته ، به رفاقت اميرزاده رستم و امير سونجك قاصد بغداد شدند « 5 » و چون به بلده نوبندگان شولستان رسيدند ، اميرزاده پير محمد ، تمارض كرده ، عود به شيراز نمود « 6 » و اميرزاده رستم ، الوار كوهكيلويه را غارت كرده از طريق بهبهان و شوشتر به جانب بغداد برفت و اميرزاده پير محمد به اغواى مردم نادان كه ملازم او بودند ، تصورات باطله و خيالات فاسد نموده به ترتيب سمومات قاتل و تدبيرات باطل مشغول گشت و جماعتى از خيرخواهان ، كيفيت واقعه و انديشههاى باطل اميرزاده را به امير سعيد برلاس گفتند و بعد از تحقيق و تفتيش ، امير سعيد برلاس ، اميرزاده پير محمد را در قلعه پهندژ شيراز محبوس داشت و به جهت احتياط خود نيز در قلعه توقف نمود و على بيك عيسى را بر محافظت شهر شيراز گماشت و عرضه داشتى مشتمل بر وقوع اين قضيه به اردوى اعلا كه در قرهباغ آذربايجان بود ، فرستاد بعد از اطلاع حضرت - صاحبقران بر واقعه امير اللّه داد را مأمور به شيراز فرمود و منشور ايالت فارس را به نام اميرزاده رستم قرار داد و بعد از ورود امير اللّه داد به شيراز ، مفسدان بدآموز را به قتل رسانيده ، فرمان حكومت فارس را در عراق عرب به اميرزاده رستم فرستاد و اميرزاده رستم بر جناح استعجال از عراق عرب به شيراز آمد و اميرزاده پير محمد را روانه اردوى اعلا نمود « 7 » . در سال 803 : اميرزاده رستم ، با سپاه فارس و لشكر خوزستان از شيراز حركت كرده ، در
--> ( 1 ) . نام قلاع برحسب روضة الصفا ، ج 6 ، ص 263 ، تنظيم شده متن چندان رسا و منظم نيست . ( ر ك : فارسنامه ، ص 68 ، چاپ سنائى ) كه چنين است : ( مانند قلعه تزرك و مشكو و كبير و شميل و ميناب و بهمن و تنگرنبه و تازيان ) كه با توجه به استفاده كامل مؤلف از روضة الصفا مىبايد متن روضة الصفا را ترجيح داد . ( 2 ) . در حدود چهار فرسخى شرقى داراب . ( 3 ) . در متن : ( بيچارهگى ) . ( 4 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 6 ، ص 263 . ( 5 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 6 ، ص 332 . ( 6 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 6 ، ص 340 . ( 7 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 6 ، ص 340 و 341 .